گنج

شمارهٔ ۲۹ - آخر چه هست این؟

۱۴ بیت
ای خصلت تو هشتن، آخر چه خصالست اینوی فعل تو برگشتن، آخر چه فعالست این
در . . . ن هلی و هشتی، برگردی و برگشتیای مایه هر زشتی، آخر چه خصالست این
در . . . ن برو در . . . ن هل، مندیش حرام از حلای سوده به . . . ن بلبل آخر چه بلالست این
بسیار تو بر آنک، دادی بمیان را نکای دو نک خر آنک آخر چه وبالست این
در باغ کفت حمدان بنشاند نهال کانای پورزن دربان، آخر چه نهالست این
. . . نت چو شگال کورانگور خور نیمورای خر زه خور تیمور آخر چه شگالست این
هر روز مرا پرسی، دو پانزده باشد سیای کو بره طوسی آخر چه سئوالست این
مثل تو ندیدم کس، کو داده بود از پسای گنده دل بر خس، آخر چه خصالست این
ریشت بکنم بشنو، تا باز برآری نوبر سبلت خود ری رو، آخر چه سبالست این
. . . ن تو چنان رنده، گالی است گه آگندهای مردک خربنده، آخر چه جوالست این
پیش دل تو بد دل، از . . . ادن بی مشکلای . . . ل مقامر دل آخر چه شکالست این
ای باخته خالک را، وی مانده دو الک راای برده سفالک را، آخر چه سفالست این
از بیم مرا ایدر، ریدی بشوال اندرای خواهر خالت غر، آخر چه شوالست این
چون شعر سنائی کم گویند درین عالمای چون تو ندیده جم، آخر چه جمالست این