گنج

شمارهٔ ۱۴

۱۰ بیت
یاقوتی کبیر فروش کباده خردر جمله، با چهار پسر هست پنج خر
دو خر شهاب و منتخب است و عمر سیممحمود گشت خر کره و پیر خر پدر
مرپنج لنگ لاشه در اتمه پوش راخر بنده ام زمان بزمان خر سوارتر
در . . . ن خر شدن بستیزه مثل زنندایشان خر ستیزه کش و من ستیزه بر
دربار هجوشان کشم از گوش تا بدمخواهم بچوب رانم و خواهم بهیر و هر
خر کره و خری را کردم ز بار هجوآزاد بار، یعنی محمودک و عمر
بجای آندو بدین سر نهم بجبرخر بنده را تصوف باشد بدینقدر
خر مردمند هرسه، نه مردم نه خر تماماز هردو نام همچو شتر مرغ بهره ور
ای تیز صد هزار خر خر سپوز باددر ریش آن پدر که تو هستی ورا پسر
وی صد هزار . . . ر به . . . ن برادریکورا توئی برادر و این بود ماحضر