مجمع الاسرار
بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعیناول دفتر سپاس حضرت دادار رابخش ۲ - نَعت رسول (ص)ساقیا باز از کَرَم برخیز و پرکن جام رابخش ۳ - قصائد و غزلیاتشعر اولبخش ۴ - شعر دومدل از غم یار، بی قرار استبخش ۵ - شعر سوماین دوبیت از غزلی به خاطر آمد بقیه آن فراموش شده است.بخش ۶ - شعر چهارمصبا به لطف بگو از دو زلف یار، حدیثبخش ۷ - شعر پنجمتا مُسَّلم در وجودم عشق را شد تخت و تاجبخش ۸ - شعر ششمخاصّان خدا اسیر دام دگرندبخش ۹ - شعرهفتمدل اسیر خطت ای تَرک پسر باید کردبخش ۱۰ - شعر هشتمبویِ جانان یافت جان، از نَکهَتِ صبح وصالبخش ۱۱ - شعر نهممعشوق اگر به عاشق مسکین جفا کندبخش ۱۲ - شعر دهمدست طلب ز دامن مردان ره مگیربخش ۱۳ - شعر یازدهماین ابیات در جواب و اِعتذار از اشعار عارف و شاعر مغربی تبریزی، که گفته است:بخش ۱۴ - شعر دوازدهمدر برِ یاری و به خود مشغولیبخش ۱۵ - شعر سیزدهمجان به لب آمده عمریست بکار دل خویشبخش ۱۶ - شعر چهاردهمهزار شُکر خدا را که دست تو نرسیدبخش ۱۷ - شعر پانزدهمازعَدم آمده را راحله و زاد عدمبخش ۱۸ - شعر شانزدهمبسی اندیشهها بر صفحۀ خاطر، رقم کردمبخش ۱۹ - شعر هفدهمتا آنکه پریشانِ خیالِ تو شُدستمبخش ۲۰ - شعر هیجدهمتا به دامِ غمِ عشق تو گرفتار شدمبخش ۲۱ - شعر نوزدهمتا عَزم کوی آن بُت طَنّاز کردهایمبخش ۲۲ - شعر بیستمتَرک سر گفتم و پا در ره جانانه زدمبخش ۲۳ - شعر بیست و یکمدو اسبه پیک اجل میکشاندت به عدمبخش ۲۴ - شعر بیست و دوّمما شیشۀ نام و ننگ برسنگ زدیمبخش ۲۵ - شعر بیست و سوّمما سر به رضای دوست دادیمبخش ۲۶ - شعر بیست و چهارمسر به پیش تیغ تو ما ای صَنم بنهادهایمبخش ۲۷ - شعر بیست و پنجمدین و دنیا بباد، یعنی منبخش ۲۸ - شعر بیست و ششمای نالۀ افکار من، با هِجر او مَربوق شوبخش ۲۹ - شعر بیست و هفتمای که از ناز به ما هیچ نگاهی نکنیبخش ۳۰ - شعر بیست هشتمتا تو دو زلف را چنین، پیچش و تاب میدهیبخش ۳۱ - شعر بیست و نهمیا رب از رحمت نظر فرما به سوی حائریبخش ۳۲ - رباعیّاترباعی اولبخش ۳۳ - رباعی دومای بی خبر از خویش، خبر نیست ترابخش ۳۴ - رباعی سومگر راهروئی براستی این، راه استبخش ۳۵ - رباعی چهارمیا رب همه عمرم به خطا گر بگذشتبخش ۳۶ - رباعی پنجمبُستانِ شباب و عمرم بی بر گردیدبخش ۳۷ - رباعی ششمدر بستر وصلِ یار، باید آسودبخش ۳۸ - رباعی هفتمنیم رخِ خود، یار پریچهره نمودبخش ۳۹ - رباعی هشتمای دل به درست بودن خویش، مکوشبخش ۴۰ - رباعی نهمگر مست شدی ناله کن، امّا مَخروشبخش ۴۱ - رباعی دهماز هستیِ خویش بی تو من بیزارمبخش ۴۲ - رباعی یازدهمبا مِهر توتا مُهرۀ دل باختهامبخش ۴۳ - رباعی دوازدهمگر دست دهد، رو به کنارش بنشینبخش ۴۴ - رباعی سیزدهمبا او اگرت سِرّ است وعهدِ یاریبخش ۴۵ - رباعی چهاردهمتا آنکه تو از هستی خود با خبریبخش ۴۶ - رباعی پانزدهمبطاعت کوش اگر خواهی در توحید بگشائیبخش ۴۷ - فردیّات۱- پشت پا بر دنیی وعُقبی زدن سهل است، سهلبخش ۴۸ - فی المُفترقّاتدل از غم مِحنت زمانهبخش ۴۹ - پیغامرمزیا از مددِ طالع فرخندۀ توبخش ۵۰ - در تعیین طالع وقتشمس در هر خانهای شد از بروجبخش ۵۱ - تاریخ وفات والدی المبرور، الحاج شیخ عبدالحسین قُدّس سِرُّهعَبدُالحُسَینِ الحَبرُ هَیَّنَالَهُبخش ۵۲ - مثنوی (معراج نامه)دوش پیری، زِیت فکر افروز شدبخش ۵۳ - فراق نامهدلم چون شد به دام تو گرفتاربخش ۵۴ - قَاعِدَةٌ حَائِرِیَّةٌ فِی جَفرِ الجَامِعِ(جَعَلَ اللهُ عَلَیهَا سِترًا وَ حِجَابًا عَنِ الجُهَّالِ «وَجَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ»)
ترجمه: «این یک قاعده و روش «حائری» در کتاب جَفر جامع است. خداوند بر این قاعده، پوشش و پردهای قرار دهد تا از دسترسی نادانان و نااهلان پنهان بماند.[همانطور که در قرآن سوره یس آیه ۹ فرمود:] و ما در برابر آنها سدی و در پشت سرشان سدی قرار دادیم، و چشمانشان را پوشاندیم؛ بنابراین آنها چیزی را نمیبینند.»بخش ۵۵ - مقدمه (بر علوم جفر)تمام عوالم ز بالا و پستبخش ۵۶ - مقصود (بر علوم جفر)فلک چون اساس و نظیره زمینبخش ۵۷ - انجام کلام و اِعتذار از کِرامقطعهبخش ۵۸ - تاریخ وفات الوالد المَرحوم الحاج شیخ عبدالحسین (رَوَّحَاللّه ُروحَهُ الشَریف)عَبدُالحُسینِ الحِبرُ، یا طوبَی لَهُبخش ۵۹ - احکام حجفَازَ مَنْ فِی ثَانِی الْأَیَّامِ إِذَا وَافَی الْغُرُوبَابخش ۶۰ - بهارّیهمگو که بار گرانست بر طبیعت دینبخش ۶۱ - گلزار اسرار حائریهُوَ اللهُ تَعَالَی شَأْنُهُ، اَلْحَمْدُ لِلّهِ وَالصَّلَاةُ عَلَی نَبِیِّهِ وَ آلِهِ
بسم اللّه الرّحمن الرّحیمبخش ۶۲ - ادامه گلزار اسرار حائریسؤال اوّل: