بخش ۵۵ - مقدمه (بر علوم جفر)
تمام عوالم ز بالا و پستبر مرد دانا به یک پایه است
چنانکه رقم را حروفی است چندبود از حروف، این جهان ارجمند
مدار جهان، حرف تَکوینی استمدار رقم، حرف تَدوینی است
به هر رُتبهای این مراتب شناستو این را به آن دیگری کن قیاس
هرآنچه بود شرط کون ایعزیزدراینعلمِ فرخنده، شرط است نیز
گر این احرف کتبی اندر رقمبترتیب کونی شود منتظم
معانی زغیب آید اندر ظهورچو اکوان، کز آنجا بیاید صدور
وگر حرفی اینجا شود بیش و کمخِلَل افتد اندر معانیش هم
عللهای کونی ز موت و سَقَمبود جمله اندر جهان رقم
چنانکه در آن گُنگی و کوریستدراینجا هم این درد و رنجوریست
از این دردها گر رقم شد صحیحبه نُطق آید اندر جوابت فَصیح
در این کار آن کس توانا بودکه بر رتبۀ کون دانا بود
از این رو شد اینعلم خاصِّ ولینشد محرم رازِ آن هر دلی
وَفِی ذَاکَ أَخبَارُهُم شَائِعَةأَلَا عِندَنَا الجَفرُ وَالجَامِعَة
کسی گر بیابد از آن بهرهایاز آن بهرعُمّان بود قطرهای
غرض، گر نباشی بر اکوان بصیراز این علم بی شک نگردی خبیر
سخن را بود دامن اینجا، درازاز آن بر سرقاعده پرده ساز