مثنویات
شمارهٔ ۱خوش بگو ای یار بسم الله بگوشمارهٔ ۲چشم ما تا عین او را دیده استشمارهٔ ۳یک حقیقت در دو مظهر رو نمودشمارهٔ ۴صورت ما پرده دار او بودشمارهٔ ۵در چنان ملکی ملک باشد چنینشمارهٔ ۶گرنه ای باطل بیا و حق پرستشمارهٔ ۷در دو عالم جز یکی موجود نیستشمارهٔ ۸ساقی مستیم و جام می به دستشمارهٔ ۹نقشبندی نقش خوبی بسته بودشمارهٔ ۱۰صوت نائی بشنو از آواز نیشمارهٔ ۱۱علم ما در علم او عین وی استشمارهٔ ۱۲عین ما مانَد حبابی پر ز آبشمارهٔ ۱۳من ولایت در ولایت دیده امشمارهٔ ۱۴با تو گویم نکته ای در نقطه ایشمارهٔ ۱۵روح اعظم صورت اسم الهشمارهٔ ۱۶گر تو را دردیست رو درمان بجوشمارهٔ ۱۷گر به هستی آئی اینجا نیستیشمارهٔ ۱۸یارم اگر ز سرش نقابی بستهشمارهٔ ۱۹مظهر اعیان ما ارواح ماشمارهٔ ۲۰عین ما از حب ذاتی فیض یافتشمارهٔ ۲۱هر یک از اسمای حق در علم اوشمارهٔ ۲۲هر نفس جامی به رندی می دهندشمارهٔ ۲۳از تعیُن اسم اعظم رو نمودشمارهٔ ۲۴چیست انسان دیدهٔ بینا بودشمارهٔ ۲۵قطب عالم نقطهٔ پرگار روحشمارهٔ ۲۶نقطه ای در دایره بنمود میمشمارهٔ ۲۷بود ما از بود او پیدا شدهشمارهٔ ۲۸مجمع البحرین اگر جوئی دلستشمارهٔ ۲۹گر بیابی عارفی صاحبدلیشمارهٔ ۳۰در خرابات مغان رندانه روشمارهٔ ۳۱ابتدا کردم به نام آن یکیشمارهٔ ۳۲آفتابی در قمر پیدا شدهشمارهٔ ۳۳شخص و سایه دو نماید در نظرشمارهٔ ۳۴گرم باش و آتشی خوش برفروزشمارهٔ ۳۵جامع مجموع اسما آدم استشمارهٔ ۳۶ابتدای سخن به نام یکیشمارهٔ ۳۷بیا با ما درین دریا به سر برشمارهٔ ۳۸وجودی در همه عالم عیان استشمارهٔ ۳۹ز ذوق خود تو را آگاه کردمشمارهٔ ۴۰حمد آن حامدی که محمود استشمارهٔ ۴۱آن یکی کوزه ای ز یخ برداشتشمارهٔ ۴۲عدد از واحد آشکارا شدشمارهٔ ۴۳یا حبیبی و قرة العینیشمارهٔ ۴۴به تعیُن اگرچه اشخاصندشمارهٔ ۴۵عشق مجنون و خوبی لیلیشمارهٔ ۴۶ما خیالیم و در حقیقت اوشمارهٔ ۴۷همه عالم حجاب و عین حجابشمارهٔ ۴۸عارف راز حضرت معروفشمارهٔ ۴۹بر سر آب خانهای ز حبابشمارهٔ ۵۰تو منی من تو ام ، توئی بگذارشمارهٔ ۵۱جو چه جوئی بیا و دریا جوشمارهٔ ۵۲صفت و ذات بین و اسم نگرشمارهٔ ۵۳الف و میم و معرفت گفتیمشمارهٔ ۵۴سخن عارفان به جان بشنوشمارهٔ ۵۵دو چه گوئی یکی نمی گنجدشمارهٔ ۵۶عارفانه چو مومن آگاهشمارهٔ ۵۷ذکر حق ای یار من بسیار کنشمارهٔ ۵۸تا نگیری دامن رهبر به دستشمارهٔ ۵۹ای که می پرسی ز ما و حال ماشمارهٔ ۶۰بشنو اسماء الهی یادگیرشمارهٔ ۶۱اولا توحید کلی آن اوستشمارهٔ ۶۲چشم اهل مراقبت بایدشمارهٔ ۶۳گنج اسم اعظم از ذات و صفاتشمارهٔ ۶۴گوهر ار جوئی در این دریا بجوشمارهٔ ۶۵در صدف گوهری نهان گشتهشمارهٔ ۶۶ای وجود تو منبع انوارشمارهٔ ۶۷در هر آن پیرهن که خواهی مردشمارهٔ ۶۸چار نور آمد مرا در پیش راهشمارهٔ ۶۹ده چیز نبی حق به امتشمارهٔ ۷۰دیدیم وجود جز یکی نیستشمارهٔ ۷۱چشم عالم روشن است از نور اوشمارهٔ ۷۲عاشق سرمست با جانانه ایشمارهٔ ۷۳سخن گر ز توحید گوئی به منشمارهٔ ۷۴همه محکوم حکم او باشندشمارهٔ ۷۵اسم اعظم ذات و مجموع صفاتشمارهٔ ۷۶گرفتار صورت چو گردد چنانشمارهٔ ۷۷درد دل از جان بودردا طلبشمارهٔ ۷۸خوش در آن بحر بیکران بنشینشمارهٔ ۷۹در این صورت بیا معنی طلب کنشمارهٔ ۸۰لی معاللّه حدیث خواجهٔ ماستشمارهٔ ۸۱دیدیم خیال موج و دریاشمارهٔ ۸۲جنّت ذاتند اعیان گوش کنشمارهٔ ۸۳چون رسول خدا به امر خداشمارهٔ ۸۴می صاف دگر در جام کردمشمارهٔ ۸۵کثرت و وحدت که می گوئی چنان