گنج

شمارهٔ ۸۲

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)۱۷ بیت
جنّت ذاتند اعیان گوش کندر چنین جنّت شرابی نوش کن
عالم ارواح جنات صفاتجمله می ‌یابند ازین جنّت حیات
ملک باشد جنّت خاص ملکبینم اینجا حضرت خاص ملک
جنّت افعال این جنّت بودجنّت زیبای پر حکمت بود
جنّت او عین روح و جسم ماستساتر اوئیم و جنّت اسم ماست
جنّت او با تو چون کردم بیانجنّت تو با تو گویم هم بدان
سر بیت اللّه اگر دانی توئیجنّت حضرت که می خوانی توئی
جنّت زاهد بود در آن سرابوستانی بس نزه پر میو‌ه‌ها
نعمت بسیار و حوران بی شمارهر چه خواهد نفس باشد صد هزار
جنّت اعمال می خوانند ایننیکوئی کن تا جزا یابی چنین
عارفان را جنّتی دیگر بود جنّت ایشان ازین خوشتر بود
گر به خلق حق تخلق یافتیبا چنین جنّت تعلق یافتی
متصف شو با صفات حضرتشتا بیابی جنّتی از رحمتش
جنّت ذاتست اعلای جنانجنّت صاحبدلان است آن چنان
در ظهور ذات این جنّت بوددر چنین جنّت چنان حضرت بود
با تو گفتم جنّت هر دو سرادر بهشت جاودان ما درآ
حال جنّت نیک دریابی تمامگر تو از اهل بهشتی والسلام