شمارهٔ ۸۳
چون رسول خدا به امر خداعزم فرمود تا به دار بقا
حوریان صف زدند رد گردشگرد او بود گرد بر گردش
علمش آمد که یار غار تو امعمل آمد که دوستدار تو ام
اعتقاد آمد و جمالی خوشحال آمد چه حال ، حالی خوش
جلوه کرده مقام او ، او راره نموده کلام او ، او را
روح پیغمبران به استقبالآمده از برای عزّ و کمال
رحمت حق نزول فرمودهعذر امّت قبول فرموده
اول صبح و عاقبت محمودبه سلامت عزیمتی فرمود
جان پاکش ز تن عزیمت کردحس و روحش روان عزیمت کرد
رفت رضوان ز روضه کف بر کفزده خال سیه بدو مطرف
جنّت آراسته که شاه آمدمظهر حضرت اله آمد
جمع یاران چو آنچنان دیدندغم دین داشتند و ترسیدند
که مبادا که دین خلل یابددشمنی از میانه بشتابد
رفتن او مثل به خواب زدندچنگ در سنّت و کتاب زدند
نیک دریاب این سخن به تمامتا بیابی مراد خود والسلام