شمارهٔ ۳
یک حقیقت در دو مظهر رو نموددو نمود اما حقیقت دو نبود
یک وجود است و کمالاتش بسیسر این نکته نداند هر کسی
معنیت معشوق و صورت عاشق است ور به گردانی سخن هم صادق است
گر بگوئی جام و می هر دو یکیستدر حقیقت حق بود آن بی شکیست
گر بگوئی جام جام و می می استاین یکی مائیم آن دیگر وی است
اعتبار معتبر باشد چنینمعتبر هم باشد آن قول و هم این
گاه محمودم گهی باشم ایازگاه نازی می کنم گاهی نیاز
عاشق و معشوق و عشقم گاه گاهاین چنین فرمود محبوب اله
در دل خود دلبر خود را بجوکام جان خویشتن اینجا بجو
نعمت الله جو که تا یابی همههرچه می جوئی ز ما یابی همه