شمارهٔ ۴۷
همه عالم حجاب و عین حجابغیر او نیست این سخن دریاب
دفتر کاینات می خوانممعنیش حرف حرف می دانم
شانه را گر هزار دندانه استیک حقیقت هویت آن است
گر بگویم هزار یک سخنستیوسفی را هزار پیرهن است
ظلمت و نور هر دو یک ذاتندگرچه اندر ظهور آیاتند
ور ظهور است این منی و توئیبه مسما یکی به اسم دوئی
آنکه انسان کاملش نام استنزد رندان چو باده و جامست
نوش کن جام می که نوشت بادخم می دائما به جوشت باد
ساغر می مدام می نوشمخلعت از جود عشق می پوشم
ما خراباتیان سرمستیمدر خرابات عشق پابستیم
می و جامیم و جان و جانانهشاه و دُستور و کنج ویرانه
شیخ مرشد جنید بغدادیمصر معنی و مشق دلشادی