شمارهٔ ۶۱
اولا توحید کلی آن اوستکل کلیّات در فرمان اوست
آنگهی ابلاغ جامع یافتهدر همه مصنوع صانع یافته
کون جامع مظهر ذات صفاتسایهٔ حق آفتاب کائنات
وجهی از امکان و وجهی از وجوبدر شهادت آمد ازغیب الغیوب
صورت و معنی به هم آراستهظاهر و باطن به هم پیراسته
جمع کرده خلق و با خود همدگرهمچو نوری می نماید در نظر
هفت دریا قطره ای از جام اوروح قدسی رند دُرد آشام او
چیست عالم بی وجود او عدممی دهد جودش وجودی دم به دم
بندهٔ اوئیم و او سلطان ماجسم و جان مائیم و او جانان ما
سرور مجموع رندان میر ماستاین چنین ساقی مستی پیر ماست
آفتابست او ولی نامش قمرآفتابی در قمر خوش می نگر
نور او در چشم ما ظاهر شدهآمده منظور ما ناظر شده