شمارهٔ ۶۵
در صدف گوهری نهان گشتهآن نهان بر همه عیان گشته
صدف و گوهریم و دریا همنظری کن به عین ما فافهم
صدف ما اگر چنان باشددرج درّ یتیم آن باشد
صدف و گوهرش به هم می بیننظری کن به چشم ما بنشین
می و جامش به همدگر دریابخوش حبابی پر آب بر سر آب
هر صدف گوهری در او باشدچون گهر باشدش نکو باشد
طلب گوهر ار کنی جاناقدمی نه در آ در این دریا
گر تو دریا دل و گهر جوییگوهر از خود بجو که تو اویی
موج و بحر و حباب و جویی توعین ما را بجو که اویی تو
گنج و گنجینه و طلسم نگرصفت و ذات بین و اسم نگر