شمارهٔ ۶۶
ای وجود تو منبع انواروی ضمیر تو مخزن اسرار
ای دل روشن تو چون مرآتمینماید به خلق ذات و صفات
دوش سرّی لطیف فرمودیید بیضا تمام بنمودی
از کلام قدیم گفتی گوکه خبر چون قدیم باشد او
یا که تخصیص این کلام به حقاز چه رو می کنی بگو مطلق
باز فرق حدیث و قرآن چیستدو سخن از یکی است این آن چیست
از چه شد آخر ار کلام خداستکرمی کن بگوی با من راست
خوش جوابی بگویمت بشنوعارفانه ز حال کهنه و نو
کون جامع که حادث ازلی استمجمع فیضهای لم یزلی است
حادث است و قدیم همچو کلامصورت و معنی است باده و جام
مصحفش جامع کلام اللّهحضرتش منزل سلام اللّه
احد است و محمد و احمداز ازل هست و بود تا به ابد
لفظ او جام معنی او مینوش می کن ز جام او هی هی
آینه کامل است از آن به کمالمی نماید در او جمال و جلا
مجمع جامع الحکم ذاتشهست سبع المثانی آیاتش
لوح ام الکتاب دفتر اوعقل درسی گرفته از بر او
لاجرم قول او تمام بودگفته اش جمله با نظام بود
حکم و تخصیص این سخن به خدازان جهت میکنم دمی به خود آ
به تعیُن ورا رسولش خوانبه تعین رسول مرسل دان
وحی از جمع او به تفصیلشآمده از برای تفضیلش
هر کتابی که انبیا گویندجزوی از کل دفتر اویند
به لسانی که آن لسان حق استگفته از حق چنانکه آن حق است
چون که جبریل آمده به میانوحی خوانیم و آن سخن قرآن
هم به الهام خاص حضرت اوسخنش را حدیث قدسی گو
قسم دیگر حدیث او باشدهر چه گوید همه نکو باشد
به اضافه سه نوع گشت کلامنیک دریاب این سخن والسلام