گنج

شمارهٔ ۸۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۹ بیت
کثرت و وحدت که می‌ گوئی چناناعتبار عقل باشد این و آن
علم و عقل و زهد من بر باد رفتغیر یاد او مرا از یاد رفت
در خرابات فنا افتاده‌امسر به پای خم می بنهاده‌ام
موج و دریا نزد ما باشد یکیهر دو یک آبند آن یک بی‌ شکی
یک مسمی باشد و اسما هزارآن یکی در هر یکی خوش می ‌شمار
جامی از می پر زمی بستان بنوشاین چنین می شادی رندان بنوش
قطره و موج و حباب از ما بجویک حقیقت از همه اشیا بجو
دل به دریا ده که صاحبدل توئیوز وجود بحر و بر حاصل توئی
روح ما از نور اعظم نور یافتوز وجود آل او منشور یافت
از خلافت خلعتی انعام کردنعمت‌اللّه او مرا خوش نام کرد
گنج اسما بر سر عالم فشاندهر یکی بر مسند وحدت نشاند
هر که بینی غرقهٔ دریای اوستعالمی سرگشتهٔ سودی اوست
ای که گوئی باشد این رشته دو توباشد آن یک تو ولی بی ما و تو
آینه روشن کن ای جان پدردر همه آئینه او را می‌ نگر
هر که آن یک را نبیند در همهکور باشد نزد بینا بر همه
نور روی او به نور او ببیندیده ‌ای از وی طلب نیکو ببین
خوش خیالی نقش بسته در نظردر خیال او جمالش می ‌نگر
یک شرابی نوش کن از جامهاساقئی را می ‌نگر در جامها
عارفان را می‌ رسان از ما سلامصد سلام از ما به یاران والسلام