شمارهٔ ۶
گرنه ای باطل بیا و حق پرستاز مقید بگذر و مطلق پرست
حق وجود است و یکی می دانمشگرچه باطل را عدم میخوانمش
چون یکی اندر یکی باشد یکیدر وجود آن یکی نبود شکی
یک وجود است و کمالش بی شماردر دو عالم آن یکی را می شمار
زوج از تکرار فرد آمد پدیداین سخن از ما به جان باید شنید
زوج عالم دان و آن الله فردیک حقیقت خواه زوج و خواه فرد
فرد مطلق شد مقید در ظهورگاه ظلمت می نماید گاه نور
نور مطلق از ظهور وی بودور نه اینجا نور و ظلمت کی بود
جامی از می پر ز می بستان بنوششادی رندان و سرمستان بنوش
قول ما حق است از حق می شنوگه مقید گاه مطلق می شنو