گنج

شمارهٔ ۱۸

یارم اگر ز سرش نقابی بستهبگشوده دو زلف و خوش حجابی بسته
در دیدهٔ ما خیال روی خوبشنقشیست که بر عارض آبی بسته
غیب مطلق حضرتی از حضرتشعالم اعیان بود در خدمتش
هم شهادت حضرتی دیگر بودعالم او ملک خوش پیکر بود
حضرتی دیگر بود غیر مضافدر میان هر دو حضرت بی خلاف
وجه غیب مطلقش جبروت دانعلم معقولات ازین عالم بخوان
با شهادت وجه او باشد مثالچار حضرت گفته صاحب کمال
هم مثال مطلقش را گفته اندعارفان بسیار دُری سفته اند
باز ملکوتست وجهی دیگرشبا مثال روشن مه پیکرش
این مثالش را مقید نام گوعالم ملکوت را اینجا بجو
حضرتی کو جامع این هر چهارباشد او انسان کامل یاد دار
چار حضرت در یکی حضرت نگرتا به بینی پنج حضرت ای پسر
غیب مطلق را نگر در عین اوهم شهادت بین در آن ملک نکو
از صفای نفس او ملکوت بینوز مثال مطلقش جبروت بین
مجمع البحرین اگر جوئی وی استصورتا جامست در معنی می است
مظهر الله قطب عالم استروح و جسمش اصل و فرع آدمست
بی وجود او ندارد کس وجودظل الله است و سلطان شهود
عالمی را نور می بخشد مداماز عطای اسم اعظم والسلام