قطعات
شمارهٔ ۱ - خر خمخانهخر سر خمخانه ای زنت غر و ایضاشمارهٔ ۲ - به کلاه تو سوگندای خداوند مرا از غم بی دستاریشمارهٔ ۳ - خط من نیکوستمدحتم را خط صِلَت دادیشمارهٔ ۴ - هجو منکی چون توئی خر از همه اهل گزیدگیستشمارهٔ ۵ - خر دجالای خر دجال گرگ یوسف خوانیشمارهٔ ۶ - نظامی گشنیز خوردنظامی در خراسان خورد گشنیزشمارهٔ ۷ - این چیست؟چه . . . یر است این ز . . . یر خر زبر دستشمارهٔ ۸ - در راهپیش آمدم براه یکی تا زنا گشادشمارهٔ ۹ - حکیم سوزنیمحکیم سوزنیم چشم شاعران بهجاشمارهٔ ۱۰ - ای پسرای پسر گر به . . . س شوی چو بزرگانشمارهٔ ۱۱ - سوگند دروغعمر عاشق از املاک اجل فخرالدینشمارهٔ ۱۲ - دو سال عشوه خریدمآن گریزی که عشوه خریدم ازو دو سالشمارهٔ ۱۳ - چیست آنچیست آن جفت بهم ساخته همچون زن و مردشمارهٔ ۱۴ - خمخانهتا ز خمخانه یکی دست بحمدانم بردشمارهٔ ۱۵ - زن سعددو دسته کاغذ سعدی نواختم فرمودشمارهٔ ۱۶ - مهترانهرکه را تا به . . . ایه بفشردمشمارهٔ ۱۷ - علی بن ناصرخجسته تاج معالی علی بن ناصرشمارهٔ ۱۸ - خواجه امامخواجه امام خطیب نوحی باداشمارهٔ ۱۹ - مغز خرمرا مغز خر داد خشدامنمشمارهٔ ۲۰ - سوزنی از ابلهی چه کردسوزنی از ابلهی درید بسی مرزشمارهٔ ۲۱ - خر خمخانهخر خمخانه لگد میزند از دور مراشمارهٔ ۲۲ - حنائیدید حنائی به . . . یلر میل زن خویششمارهٔ ۲۳ - چیستانچو هاروت مرغی نگونسار چیستشمارهٔ ۲۴ - شاعر مبارک هجومن یکی شاعرم مبارک هجوشمارهٔ ۲۵ - نی نی . . . لا . . . لاهست از سفال جامه سیکی برآمدهشمارهٔ ۲۶ - چرا زن گرفتمزن کردم ای ولی نعم از برای آنشمارهٔ ۲۷ - نجم دینای نجم دین به خط تو عثمان نداد سیمشمارهٔ ۲۸ - من رمه بانماز خرتر تا جرس گشاده زبانمشمارهٔ ۲۹ - میزبانیبه میزبانی نزدیک آن جگر بندمشمارهٔ ۳۰ - نجم کلاهدوزغلام طلعت نجم کلاهدوز منمشمارهٔ ۳۱ - روی نیازسیر اولاد بوالفرج مسعودشمارهٔ ۳۲اگر آبی رحم در چشم دشمنشمارهٔ ۳۳ - بمحشر از شهیدان خنیسممرا تلخی نباید دادن جانشمارهٔ ۳۴ - اینست خشمبورک هندی بشد پشمینه پوششمارهٔ ۳۵ - خر مغتاج خرقان به بخارا به لب جوی بشیرشمارهٔ ۳۶ - خاک خراسانخاک خراسان و خاک مملکت چینشمارهٔ ۳۷ - خاطر سوداپزراحتی دارم بر منتخب الدین بثناشمارهٔ ۳۸ - بیماری یاردمل درآمد آن سره یار مرا به . . . ونشمارهٔ ۳۹ممدوح نمایند بسی بار خدایانشمارهٔ ۴۰ - خرنامهخر مطران که آخرت عمر استشمارهٔ ۴۱ - مغز توشو رنگها بنزد تو نی نزد مردمانشمارهٔ ۴۲ - خواجه محمد بن مؤیدخواجه محمد مؤید که کمتر استشمارهٔ ۴۳ - سالار بکسالار بک ای از در احسنت و زه زهشمارهٔ ۴۴ - سعد ملکسعد ملک ای وزیر دریا دلشمارهٔ ۴۵ - شمس دینای شمس دین بنام و بنواز تو ابر بهشمارهٔ ۴۶ - پرکارتر از سوزنی امروز کجاستاز امت مسیح نبی راهب از تو بهشمارهٔ ۴۷ - در سبلت و ریش خویش بنگرهان ای کل تا زدم مزن لافشمارهٔ ۴۸ - ولوله در ولوله در ولولهمار بسی گرد حنائی خبهشمارهٔ ۴۹ - کرمک پیلهاشرف ابریشمی چو کرمک پیلهشمارهٔ ۵۰ - همه آلت درودگریشاد باش ای مؤید سکنهشمارهٔ ۵۱ - سوزنی گفت مدح تو ز خریای نجیب مؤید سکنهشمارهٔ ۵۲ - المومن نئیشمس نامی و نور می ندهیشمارهٔ ۵۳ - تار و نزنگبه می خواران فتادم از قضا دوششمارهٔ ۵۴ - پسر سلمانیرومه سوزک مژه میکنی از نادانیشمارهٔ ۵۵ - ای نظامیای نظامی کلکی بی سر و بی سامانیشمارهٔ ۵۶ - کل و ساماننظامیا کل و سامان به بلخ هست دودیهشمارهٔ ۵۷ - نه مستی و پستیخائی گنده ترسا پرستیشمارهٔ ۵۸ - حنائی شاعرحنائیا خبه شد خلق شاعریت مگرشمارهٔ ۵۹ - قوامیقوامی همچنین بد ساز ماندیشمارهٔ ۶۰ - امامزاده صابونیفرزند من نبیره میمونیشمارهٔ ۶۱ - داماد خر خواجهای سوز نیک چون پسر خواجه کلاخیشمارهٔ ۶۲ - چون دزدانکیست آن گرد شکم مردک رو به مانست