گنج

شمارهٔ ۵۳ - تار و نزنگ

۸ بیت
به می خواران فتادم از قضا دوشنبود اندر میان تار و ترنگی
بناگه تا ترنگان از درآمدیکی کنگی فرو ژولیده دنگی
ربابی در برش چون کشتی نوحبرویش برکشیده خام چنگی
بریشمها بر او همچون کبستهابدستش زخمه ای مانند کنگی
نشست و زود ما را ساخت چنگیولیک از سیم ناشد باز چنگی
ترنگ او بگوش ما چنان بودچو بر دندان مفازخم سنگی
ترنگ او به جان آوردمان کاربجان آورد ترنگ تا ترنگی
شکسته بر سر و دست و زبانشبه خایسکی و سنگی و کدنگی