گنج

شمارهٔ ۴۰ - خرنامه

۱۲ بیت
خر مطران که آخرت عمر استسوگوارانه جل و جامه تو
نغمه کرد است کام سیخ زنمخوه بناکام و خوه بکامه تو
آن خر شاعری که آخر و میخنبود جز دوات و خامه تو
کار خر نامه تو میسازمگوشمال ایاز نامه تو
ماهی و دانه می نهی در راهتا که افتد بپای دامه تو
کار چادر همی کنی بگزافتا چو معجر شود عمامه تو
گر حلالت حرام شد اینکمن حلالی گر حرامه تو
با کسان کسی کنی ز جبینکه همی کاودآب کامه تو
ریشت ار شد شمامه کافورگه سگ باد بر شمامه تو
بنوای شمامه ناو کیم؟آب در ناوه امامه تو
آن نوید تو را حرام این استتا بیکسو شود عمامه تو
نیک آئی بپیش اسب دویبتو نزدیک شد قیامه تو