شمارهٔ ۴ - هجو من
کی چون توئی خر از همه اهل گزیدگیستکاین هجو من ترا بتاز خر کریدگیست
جز آنکه دیدمت بپس پیر میره دردیگر مرا بگوی که با تو چه دیدگیست
من خر سپوزم و تو خر، اینست جرم مناینجا نه خر فروشی و نه خر خریدگیست
هر روز ختری تو و من خر سپوزترخری و خر سپوزی تا آفریدگیست
از یک هجا، زبان تو خر را بریده امباقی هر آنچه هست، نمک بر پزیدگیست