گنج

شمارهٔ ۵۰ - همه آلت درودگری

۱۴ بیت
شاد باش ای مؤید سکنهای جوانمرد مهتر هنری
نشود از تو صنعتی پیداتا که بر مغز کرمه ای نخوری
تا جوازه بدو تنه بکشنددره چوب بوده راهبری
وستره شو بدست یکتن برورنه از هر دو بر میانه دری
با یکایک چو خوبرش جو کشبروی تو دور روره و سه سری
همچو بالا زبر گرفته دو تنرنج اری بباران دگری
با دو دستت چو نیم خار شویگر به بندند راستی نگری
همچو پرگار برکشیدی خطگرد این چند عامی حشری
مال ایشان چو رنده میرندیمال ایشان بزیر و تو زبری
بر سمی گشته ای عوانی راکه ز الماس تیز نوک تری
بی برنداق گرد گردن تونه بگردی و نه فرو گذری
چو سنه راست گشت بر تو عملجز به آب سیه فرو نبری
همچو بقران بزیر بار شویچون تراسه ز پیش و پس نبری
دسته تیشه در . . . س زن توبا همه آلت درودگری