گنج

شمارهٔ ۵۸ - حنائی شاعر

۴ بیت
حنائیا خبه شد خلق شاعریت مگرکه یک قصیده بگفتی و دم فرو خوردی
بهژده نوزده ممدوح بر همان خواندیخجل خجل بدر بیستم همی گردی
قصیده تو بتو گفت من که مامه شدمبوی بگوی اگر مردی و جوانمردی
مرا بخدمت ممدوح بیستم یله کنروان نوزدهم بس که از من آزردی