شمارهٔ ۳۷ - خاطر سوداپز
راحتی دارم بر منتخب الدین بثناصلت فاخر چونانکه بود از بر من
زانکه از نظم ثنای وی و امثال ویستنان و آب و زر و سیم و خز و برد و بز من
هرکه در من کند از دیده اعزار نظراوست مامون من و معتصم و معتز من
دارد آن صدر هنرپیشه که در بیشه نظمهست هر شاعر چون شیر شکاری بز من
قصب سی گری آنکسس برد از من که بشعرهمبری باشد بر سی گز او سی گز من
شعر من اطلس و خزاست و تو آری در بزمزند پیچی عوض اطلس و جای خز من
مدت شش مه از آن شعر مطول که گذشتبایدش خواندن این قطعکک موجز من
صلتی در خور آن شعر فرستند و رنیشعر من باز فرستند نه ازو نه ز من
پس از این قطعه شیرین ترش انشاء اللهخامئی ناید از این خاطر سوداپز من