شمارهٔ ۶۰ - امامزاده صابونی
فرزند من نبیره میمونیابلیس دیگر است نملعونی
اصرار کرده بر پدر آزاریهمچون امامزاده صابونی
آن را نصیبه از پدر آزردنگر عمری آمد ویره افزونی
این دیو بدنژاد مرا یاربچو نان کنی بحرمت بی چونی
گور ازمین گرفتن چون قارونبه تا مرا خزانه قارونی