گنج

شمارهٔ ۱۸ - خواجه امام

۱۲ بیت
خواجه امام خطیب نوحی باداعمر تو از عمر نوح نیز فزونتر
نخشب گشته ز مصر خرم و خوشترعزت تو در وی از عزیز فزونتر
هرکه ترا دوستدار نیست بنخشبگوه بریشش درون و تیز فزونتر
خواجه حسین ترا بروی تو فردادعوت سازم ز ببست حیز فزونتر
مطرب و ره گوی خوانم از برده صفباده ز پنجاه قطر میر فزونتر
تا زان آرم به پیش او بنشانماز عدد کوز و از مویز فزونتر
رخ بسفیدی و زلفشان بسیاهیاز شب و روز دی و تمیز فزونتر
هریک مانند میر احمد از دول. . . ون بود باز از فقیر فزونتر
نزد غلامبارگان شهر نمایدقیمت . . . ونشان ز یک پشیز فزونتر
وز پی تو تازگی گریز گریزاندر حیل از ما گه گریز فزونتر
نازی آرم چنانکه حلقه . . . ونشناید از چشم کفجلیز فزونتر
چیزی بفرست تا بسازم دعوتزانکه ندارد درست چیز فزونتر