گنج

اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه

بخش ۱ - به نام ایزد بخشایندهخدایا جهان‌پادشایی تو راستبخش ۲ - مناجات به درگاه باری عز شأنهبزرگا بزرگی‌دها بی‌کسمبخش ۳ - در نعت خواجه کایناتفرستاده خاص پروردگاربخش ۴ - در معراج پیغمبر اکرمشبی کاسمان مجلس افروز کردبخش ۵ - در سابقهٔ نظم شرفنامهشبی چون سحر زیور آراستهبخش ۶ - در حسب حال و انجام روزگاربیا ساقی آن می نشان ده مرابخش ۷ - در شرف این نامه بر دیگر نامه‌هابیا ساقی از سر بنه خواب رابخش ۸ - تعلیم خضر در گفتن داستانبیا ساقی آن ارغوانی شراببخش ۹ - ستایش اتابیک اعظم نصرةالدین ابوبکربن محمدبیا ساقی آن آب یاقوت‌واربخش ۱۰ - فرو گفتن داستان به طریق ایجازبیا ساقی آن راحت‌انگیز روحبخش ۱۱ - رغبت نظامی به نظم شرف‌نامهبیا ساقی از خنب دهقان پیربخش ۱۲ - آغاز داستان و نسب اسکندربیا ساقی آن آب حیوان گواربخش ۱۳ - دانش آموختن اسکندر از نقوماجس حکیم‌، پدر ارسطوبیا ساقی آن راح ریحان‌سرشتبخش ۱۴ - پادشاهی اسکندر به جای پدربیا ساقی از خود رهاییم دهبخش ۱۵ - تظلم مصریان از زنگیان پیش اسکندربیا ساقی آن شربت جانفزا‌یبخش ۱۶ - پیکار اسکندر با لشگر زنگباربیا ساقی آن می‌ که رومی‌وش‌ستبخش ۱۷ - باز گشتن اسکندر از جنگ زنگ با فیروزیبیا ساقی از می مرا مست کنبخش ۱۸ - سگالش نمودن اسکندر بر جنگ دارابیا ساقی آن می‌ که فرخ‌پی استبخش ۱۹ - آیینه ساختن اسکندربیا ساقی آن لعل پالوده رابخش ۲۰ - خراج خواستن دارا از اسکندربیا ساقی آن جام آیینه‌فامبخش ۲۱ - شتافتن اسکندر به جنگ دارابیا ساقی آن راوق روح‌بخشبخش ۲۲ - رای زدن دارا با بزرگان ایرانبیا ساقی آن آتش توبه‌سوزبخش ۲۳ - نامه دارا به اسکندربنام بزرگ ایزد‌ِ داد‌بخشبخش ۲۴ - پاسخ نامه دارا از جانب اسکندرسر‌ِ نامه نام جهاندار پاکبخش ۲۵ - جنگ دارا با اسکندربیا ساقی از باده بردار بندبخش ۲۶ - کشتن سرهنگان دارا رابیا ساقی از من مرا دور کنبخش ۲۷ - نشستن اسکندر بر جای دارابیا ساقی آن خون رنگین رزبخش ۲۸ - ویران کردن اسکندر آتشکده‌های ایران زمین رابیا ساقی از شادی نوش و نازبخش ۲۹ - خواستاری اسکندر روشنک رابیا ساقی آن آب جوی بهشتبخش ۳۰ - به پادشاهی نشستن اسکندر در اصطخربیا ساقی آن شب‌چراغ مغانبخش ۳۱ - فرستادن اسکندر روشنک را به رومبیا ساقی آن صرف بیجاده رنگبخش ۳۲ - رفتن اسکندر به جانب مغرب و زیارت کعبهبیا ساقی آن می‌که محنت‌بَر استبخش ۳۳ - داستان نوشابه پادشاه بردعبیا ساقی آن می که جان‌پرور استبخش ۳۴ - بزم اسکندر با نوشابهبیا ساقی از باده جامی بیاربخش ۳۵ - رفتن اسکندر به کوه البرزبیا ساقی آن شیر شنگرف گونبخش ۳۶ - گشودن اسکندر دز دربند را به دعای زاهدبیا ساقی آن می‌که ناز آوردبخش ۳۷ - رفتن اسکندر به دز سریربیا ساقی از می دلم تازه کنبخش ۳۸ - رفتن اسکندر به غار کیخسروبیا ساقی آن جام کیخسرویبخش ۳۹ - رفتن اسکندر به ری و خراسانبیا ساقی آن جام زرین بیاربخش ۴۰ - رفتن اسکندر به هندوستانبیا ساقی آن زر بگداختهبخش ۴۱ - رسیدن نامهٔ اسکندر به کید هندوچنین بود در نامهٔ شاه رومبخش ۴۲ - رفتن اسکندر از هندوستان به چینبیا ساقی آن آب چون ارغوانبخش ۴۳ - سگالش خاقان در پاسخ اسکندربیا ساقی آن بادهٔ چون گلاببخش ۴۴ - مناظرهٔ نقاشان رومی و چینیبیا ساقی آن می‌که جان پرورستبخش ۴۵ - مهمانی کردن خاقان چین اسکندر رابیا ساقی آزاد کن گردنمبخش ۴۶ - بازگشتن اسکندر از چینبیا ساقی امشب به مِی‌ کن شتاببخش ۴۷ - رسیدن اسکندر به دشت قفچاقبیا ساقی آن باده بر دست گیربخش ۴۸ - رسیدن اسکندر به کشور روسبیا ساقی آن بکر پوشیده رویبخش ۴۹ - جنگ اول اسکندر با روسیانبیا ساقی آن زیبق تافتهبخش ۵۰ - جنگ دوم اسکندر با روسیاندگر روز کاین ساقی صبح‌خیزبخش ۵۱ - جنگ سوم اسکندر با روسیاندگر روز کاین ترک سلطان شکوهبخش ۵۲ - جنگ چهارم اسکندر با روسیانچو خورشید برزد سر از سبز میلبخش ۵۳ - جنگ پنجم اسکندر باروسیاندگر روز کین طاق پیروزه رنگبخش ۵۴ - جنگ ششم اسکندر با روسیانچنین تا یکی روز کاین چرخ پیربخش ۵۵ - جنگ هفتم اسکندر با روسیانسپیده چو سر برزد از باختربخش ۵۶ - پیروزی یافتن اسکندر بر روسیانبیا ساقی آن رنگ داده عبیربخش ۵۷ - رهایی یافتن نوشابهبیا ساقی آن جام گوهر فشانبخش ۵۸ - نشاط کردن اسکندر با کنیزک چینیبیا ساقی آن آب آتش خیالبخش ۵۹ - افسانه آب حیوانبیا ساقی آن جام رخشنده میبخش ۶۰ - رفتن اسکندر به ظلماتبیا ساقی آن خاک ظلمات رنگبخش ۶۱ - بیرون آمدن اسکندر از ظلماتبیا ساقی آن می‌که او دلکشستبخش ۶۲ - باز آمدن اسکندر به رومبیا ساقی آن باده بردار زودبخش ۶۳ - در ستایش اتابک نصرةالدینبیا ساقی آن جام روشن چو ماه