گنج

چند قطعه

قطعهٔ ۱ - نیروی اشکعزم وداع کرد جوانی به روستایقطعهٔ ۲ - نابینا و ستمگرفقیر کوری با گیتی‌آفرین می‌گفتقطعهٔ ۳ - دشمن و دوستدیگران از صدمه اعدا همی‌نالند و منقطعهٔ ۴ - شاخک شمعدانیتو ای بی‌بها شاخک شمعدانیقطعهٔ ۵ - ابنای روزگاریاری از ناکسان امید مدارقطعهٔ ۶ - موی سپیدرهی به گونه چون لاله برگ غره مباشقطعهٔ ۷ - سرنوشتاعرابی‌ای به دجله کنار از قضای چرخقطعهٔ ۸ - پاداش نیکیمن نگویم ترک آیین مروت کن ولیقطعهٔ ۹ - رازداریخویشتن‌داری و خموشی راقطعهٔ ۱۰ - همت مردانهدر دام حادثات ز کس یاوری مجویقطعهٔ ۱۱ - کالای بی‌بهاسراینده‌ای پیش داننده‌ایقطعهٔ ۱۲ - راز خوشدلیحادثات فلکی چون نه به دست من و توستقطعهٔ ۱۳ - سخن‌پردازآن نواساز نوآیین چو شود نغمه‌سرایقطعهٔ ۱۴ - پاس ادبپاس ادب، به حد کفایت نگاه دارقطعهٔ ۱۵ - مایه رفعتاگر ز هر خس و خاری فراکشی دامنقطعهٔ ۱۶ - سایه اندوههرچه کمتر شود فروغ حیاتقطعهٔ ۱۷ - راز خوشدلیحادثات فلکی، چون نه به دست من و تستقطعهٔ ۱۸ - سخن پردازآن نواساز نوآیین، چو شود نغمه‌سرایقطعهٔ ۱۹ - مطایبه (طبیب و بیطار)عمری از جور چرخ مینارنگقطعهٔ ۲۰ - حق رأیجان بابا، هرشب این دیوانه‌دلقطعهٔ ۲۱ - لاله کوهیسحر به دامن کهسار، لاله گفت به سنگقطعهٔ ۲۲ - فتنه آذربایجانفغان که آتش کین آشیانِ ما را سوختقطعهٔ ۲۳ - سوارکارانآن شنیدستم که در میدان «کورس»قطعهٔ ۲۴ - پند پیرانهدوش چشمت به خواب غفلت بودقطعهٔ ۲۵ - چشم فیروزه‌گونثریای فیروزه‌گون چشم منقطعهٔ ۲۶ - دلدادگان من (اقتباس از ترانه‌های بیلیتس)چون که دلدادهٔ نخستم، دیدقطعهٔ ۲۷ - آتشبی‌تو ای گل، در این شام تاریقطعهٔ ۲۸ - دخترک لاله‌فروشآن لاله‌نام لاله‌فروش، از دو زلف خودقطعهٔ ۲۹ - زاده آزادهبهر تو این خجسته‌کتاب آورد نشاطقطعهٔ ۳۰ - نگاه سخن گوگفتم: این چشم جاودانه توقطعهٔ ۳۱ - پوشکینای پوشکین درود فرستم تو را درودقطعهٔ ۳۲ - دل مندرون کلبه تنگی شبانگاهقطعهٔ ۳۳ - بزم زهرهتو ای آتشین زهره کز تابناکیقطعهٔ ۳۴ - پشیمانیدل تو را دادم چو دیدم روی توقطعهٔ ۳۵ - نسیم گریزاناز فتنه پریشان نشود هر که پناهیقطعهٔ ۳۶ - گوهر یکتافتاد گوهر یکتای من به دست رقیبقطعهٔ ۳۷ - احترام پدرمباش جان پدر غافل از مقام پدرقطعهٔ ۳۸ - پند روزگاردوران روزگار دهد پند مرد راقطعهٔ ۳۹ - موی سپیدموی سپید، آیت پیری است در جهانقطعهٔ ۴۰ - نغمه فتحای دلیران تیغ خونبار از میان باید گرفتقطعهٔ ۴۱ - عشق وطنسیل آشوب، روان گشت به کاشانه ماقطعهٔ ۴۲ - باغبان ملکای باغبان طرفه که خواهی به دست عدلقطعهٔ ۴۳ - رشک جنانبعد از این دشت و دمن رشک جنان خواهد شدقطعهٔ ۴۴ - نیش و نوشچون مساعد نیست ساعد بهر نفطقطعهٔ ۴۵ - کالای بی‌بهاسراینده‌ای، پیش داننده‌ایقطعهٔ ۴۶حمید، تازه‌جوان و شکفته‌رو شده استقطعهٔ ۴۷بهر گشایش پل دختر وزیر راهقطعهٔ ۴۸ - جانانه دشتیمستیم و خرابیم ز پیمانه دشتیقطعهٔ ۴۹ - باور مکنمار اگر گوید که مورم، بشنو و باور مکنقطعهٔ ۵۰ - رنج بیهودهخائنین اهل وطن را مایه دردسرندقطعهٔ ۵۱ - وطنزنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطنقطعهٔ ۵۲ - شور وطنهرکه را بر سر ز سودای وطن افسر بودقطعهٔ ۵۳ - جمال‌پرستنه من پرستش روی نکو نمایم و بس