گنج

قطعهٔ ۳۲ - دل من

۱۲ بیت
درون کلبه تنگی شبانگاهز آتشدان، به هرسو شعله خیزد
در آتش چوب تر همچون دل من«سری سوزد، سری خونابه ریزد»
سراید ساز، از سوز جداییبه گوشم نغمه‌های آشنایی
ز برف بهمنی پوشیده هامونپرند سیمگون بر پیکر خویش
من از سیمینه هامون باز یابمنشان دلبر سیمین‌بر خویش
صبا در گوش من نام تو گویدنسیم آهسته پیغام تو گوید
کجایی؟ کز نوای آتشینمدلت در سینه گردد آتش‌انگیز
میان برف و یخ در آتشستمبه برف اندر شگفت است آتش تیز
جهان در دیده من محو و تاریکتو از من دور و من با مرگ نزدیک
برآر ای ساز، آوازی که گردونطریق سازگاری پیش گیرد
فراخوان بخت ره گم کرده‌ام راکه راه آشیان خویش گیرد
به سردی گر فلک بیداد کیش استدل من، گرم از سودای خویش است