گنج

قطعهٔ ۴۱ - عشق وطن

قافیه: انهما۷ بیت
سیل آشوب، روان گشت به کاشانه ماسوخت از آتش بیدادگری خانه ما
آه از آن سودپرستان که ز بی‌انصافیطلب گنج نمایند ز ویرانه ما
نارفیقان، عوض مزد به ما زجر دهندگرچه خم گشت ز بار رفقا! شانه ما
دوست خون دل ما خورد به جای می نابدر عوض زهر بلا ریخت به پیمانه ما
در ره عشق وطن از سر و جان خاسته‌ایمتا در این ره چه کند همت مردانه ما
شرف‌خانه خود گر تو و من حفظ کنیمنشود خانه بیگانه شرف‌خانه ما
قد علم کن به سرافرازی و مردی چون شیرورنه عشرتکده خرس شود لانه ما