قطعهٔ ۴۲ - باغبان ملک
ای باغبان طرفه که خواهی به دست عدلاز باغ ملک دور کنی مار و مور را
آنان که دفع گربه و روباه میکنندرخصت کجا دهند سباع شرور را
تنها شغال، میوه دهقان نمیخورددر باغ ملک ره چه دهی موش کور را
از خرسهای بیشه نزدیک غافلیلیکن، کشی به بند شغالان دور را
دیوان به شهر گشته سلیمان عهد خویشگرگان به خلق بسته طریق عبور را
جمعی که فارغند ز اندوه دیگرانکرده به خلق، غمکده بزم و سرور را
ای خواجه پاس دار که در روزگار توبر مور هم ستم نرسد دست زور را