گنج

قطعهٔ ۱۹ - مطایبه (طبیب و بیطار)

قافیه: اری۱۲ بیت
عمری از جور چرخ مینارنگرنجه بودم، ز رنج بیماری
یافت آیینه وجودم زنگاز جفای سپهر زنگاری
تار شد دیدگان روشن‌بینزرد شد، چهرگان گلناری
همچو موشی نحیف گشت و نزارتن فربه چو گاو پرواری
آزمودم همه طبیبان رادر شفاخانه‌های بهداری
کار آن جمله و طبابتشانکار بوزینه بود و نجاری
نه حکیمی، خبر ز حکمت داشتنه پرستاری، از پرستاری
پیش بیطار رفتم آخر کارچاره‌ای خواستم ز ناچاری
وآن شفابخش دام و دد، بگرفتدستم و رستم از گرفتاری
بی‌تأمل علاج دردم کردتن ز غم رست و من ز غمخواری
طرفه بین، کز طبیبم آن نرسیدکه ز دانای فن بیطاری
یا من از خیل چارپایانمیا طبیبان از هنر عاری