گنج

قطعهٔ ۲۰ - حق رأی

قافیه: وست۷ بیت
جان بابا، هرشب این دیوانه‌دلبا من شوریده‌سر در گفت‌وگوست
کز چه دارد، مرد عامی حق رأیلیک زن با صد هنر محروم از اوست
مرد و زن را در طبیعت فرق نیستفرقشان در علم و فضل و خلق و خوست
مرد نادان در شمار چارپاستمغز خالی کم‌بهاتر از کدوست
بانوی عالم به از بی‌مایه مرد«دشمن دانا به از نادان دوست»
خار و خس را، چون در این گلشن بهاستگل چرا بی‌قدر با صد رنگ و بوست
از چه حق رأی دادن نیستشآن که، جان را گر بگیرد حق اوست