قطعهٔ ۵۲ - شور وطن
هرکه را بر سر ز سودای وطن افسر بودهرکجا باشد تنی اهل وطن را سر بود
هرکه از میهن سخن گوید کلامش دلرباستنغمههای بلبل این باغ رنگینتر بود
هرکه از نام وطن دارد کلام او نشاننامش آخر زینت اوراق هر دفتر بود
هرکه بهر زیب و زیور رو نتابد از وطنچهره مام وطن را زینت و زیور بود
آنکه از راه خیانت سرور جمعی شده استزان بود ارباب، کان ارباب را نوکر بود
آنکه در هر کار میرقصد به ساز اجنبیتازه گر شیرین برقصد لنگه عنتر بود
مهر میهن، پرتو مردانگی، عزمی قویاین سهتا تنها دوای درد این کشور بود