گنج

قطعهٔ ۵۱ - وطن

قافیه: اروطن۶ بیت
زنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطنهم وطن غمخوار او هم اوست غمخوار وطن
دکتری فهمیده باید دست در درمان زندتا ز نو بهبود یابد حال بیمار وطن
هرکه دور از میهن خود در دیار غربت استاز برایش سرمه چشم است دیدار وطن
تا خس و خار خیانت را نسازی ریشه کنکی مصفا می‌شود بهر تو گلزار وطن
پیکر مام وطن دانی چرا خم گشته استزان که مشتی اجنبی‌خواه‌اند، سربار وطن
به که در فکر وطن باشیم و فکر کار اوپیش از آن کز دست‌ها بیرون رود کار وطن