قطعهٔ ۲۶ - دلدادگان من (اقتباس از ترانههای بیلیتس)
چون که دلدادهٔ نخستم، دیدریخت در پای من، به دست امید
آتشین پارههای بیجادهپربها رشتههای مروارید
هریک از روشنی چو ماهی بودزیب دیهیم پادشاهی بود
وآن دگر طرفه جامهای پرداختبادپای هنر به میدان تاخت
در لطافتِ بهارِ حسنم گفتوز جلالت قرین مهرم ساخت
چهرگان مرا، به جلوهگریخواند رشکِ ستارهٔ سحری
خواستار سوم ز کَشّی و نازعافیتسوز بود و افسونساز
آفت عقل بود و غارت هوشآیت حسن بود و مایه ناز
دید چون قامت رسای مراخم شد و بوسه داد پای مرا
تو نه زر داری و نه زیور و زیبنه سخنآفرینی و نه ادیب
نه تو را، چهرهای است لالهفروشنه تو را منظری است دیدهفریب
لیک یارم از این میانه توییناوک عشق را نشانه تویی