قصاید
شمارهٔ ۱ - یک قصیدهچندی به غلط بتکده کردیم حرم راشمارهٔ ۲ - این قصیده در مدح ابوالمنصور جهانگیر پادشاه در حین ملازمت ایشان در تعریف شکار گفته شده استترتیب کهن تازه شد آیین زمان راشمارهٔ ۳ - مطلع دومای خاک درت صندل سرگشته سران راشمارهٔ ۴ - این قصیده در منقبت حضرت امام رضا علیه التحیته و الثنا و اشاره به قتل و غارت ساکنان مشهد مقدسه حضرتچنان رسیدن دی سرد ساخت دنیی راشمارهٔ ۵ - این قصیده در روز فرخ مولود صاحب زاده برخوردار میرزا ایرج بن عبدالرحیم خان و در مدح والده مخدره گفته شدهبر زمین آورده رحمت را دعای مستجابشمارهٔ ۶ - در صفت خانه ممدوحاین خانه گوشواره عرش مطهرستشمارهٔ ۷ - این قصیده در وقت عزیمت مکه در احمدآباد گجرات در ایام فتح قلعه جونه در مدح نواب محمد عزیز اعظم خان کوکه وارد گردیده استمژده در مژده فتح است و ظفر در ظفرستشمارهٔ ۸ - این قصیده ایضا در استدعای صحت و بیان مدحت ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان گفته شدهمگر که صبح ز بالین آسمان برخاستشمارهٔ ۹ - این قصیده در مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان گفته شدهاز سخن چون چاشنی بخشی به خوان تربیتشمارهٔ ۱۰ - ایضا در مدح خان خانان بن بیرام خان واقعستچو شمع سوز دلم عشق بر زبان انداختشمارهٔ ۱۱ - این قصیده در تعریف سریر ابوالمنصور نورالدین محمد شاهزاده سلیم گفته شدهبر تخت هند والی هندوستان نشستشمارهٔ ۱۲ - این قصیده نیز بعد از معاودت مکه به احمدآباد گجرات در مدح شاهزاده همایون نژاد شاهزاده مراد گفته شدهپس از ادای طواف حج و رسوم عبادشمارهٔ ۱۳ - ایضا در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان هنگامی که بیلغار از گجرات به دارالسلطنه اگره آمده بودند و اول مداحی و ملازمت این چاکر بوده گفته شدهبه عمر مژده که عیش ابد نثار آمدشمارهٔ ۱۴ - ایضا در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان بن بیرام خان واقعستنوح را دیده من زورق طوفان گرددشمارهٔ ۱۵ - یک قصیدههرچه در معرض فنا باشدشمارهٔ ۱۶ - در تولد یکی از دختران و مدح حضرت زهرا (ع)گذشت کوکبه ام از فلک که زهره برآمدشمارهٔ ۱۷ - ایضا در مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان واقعستچنان ز دقتم اندیشه تنگ میدان شدشمارهٔ ۱۸ - این قصیده در منقبت ابوالحسن علی بن موسی الرضا (ع) بعد از قصیده وارد شدهمرغ خوش الحان دلم غوغای رضوان خوش نکردشمارهٔ ۱۹ - در مدح اکبرشاهنوروز شد کلید درعیش نوبهارشمارهٔ ۲۰ - ایضا در مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان در عید فطر گفته شدهصبح عیدست که بر میکده بگشاید درشمارهٔ ۲۱ - ایضا این قصیده در مدح ابوالمظفر جلال الدین هنگام فتح قلعه اسیر گفته شدهچو رو به برج شرف کرد آفتاب منیرشمارهٔ ۲۲ - ایضا در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان در نوروز فرسی گفته شده استز سال و ماه نوم بیش رنجه شد دل تنگشمارهٔ ۲۳ - این قصیده درمدح ابوالمظفر جلال الدین اکبرپادشاه درحین سورفرزند همایون اونورالدین محمدشاه سلیم گفته شدهزمانه را پی تزیین سور شاه امسالشمارهٔ ۲۴ - این قصیده ایضا بعد از معاودت مکه معظمه در احمدآباد گجرات در مدح نورنگ خان گفته شدهز هند و مکه ام آورده بر در تو املشمارهٔ ۲۵ - و له ایضا نعت رسول اکرم (ص) و قصد ترک گجراتهر شب بذیل صحبت جانان تن آورمشمارهٔ ۲۶ - یک قصیدهنعت محمدی علم مغفرت کنمشمارهٔ ۲۷ - یک قصیدهبحر پر لؤلؤ معانی راشمارهٔ ۲۸ - ایضا در مدح ابوالمظفر جلال الدین اکبر پادشاه این قصیده بعد از قصیده سابق و در ملازمت کردن ثانی در عین ضعف و بیماری گفته شدهچو شمع صبحگهی جان دهم به بوی نسیمشمارهٔ ۲۹ - ایضا این قصیده در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان واقعست اول مخلع به مطلع ثانی و آخر متوجه به مطلع اول مکرر بجایزه پسندیده معزز گردیدهروزی چو بازمانده ضعیفان ز کاروانشمارهٔ ۳۰ - در مدح عبدالرحیم خانبردار ای زمین کف حاجت بر آسمانشمارهٔ ۳۱ - ایضا در منقبت امام هشتمسیم و زر از بهر چیست وقف کرم داشتنشمارهٔ ۳۲ - این قصیده در مدح عمدة الشعرای خلاق المعانی نادره دوران خواجه عالمیان خواجه حسین ثنایی گفته شدهگهر فروش شناسد ز در بها کردنشمارهٔ ۳۳ - این قصیده در مرثیه صبیه و برادر دلبند این کمینه گفته شدهخون دشت کربلا می جوشد از مژگان منشمارهٔ ۳۴ - ایضا این قصیده بعد از مراجعت مکه معظمه به هندوستان در نعت سیدالمرسلین مذیل به مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان فایض گردیده مطلع اول در تعریف بهاراو بخرامش چو سیل ما همه ویران اوشمارهٔ ۳۵ - مطلع دوم در صفت بهاربرزده فصل بهار سر ز گریبان اوشمارهٔ ۳۶ - مطلع سیوم در صفت شعرشعر مسیح دلست معنی او جان اوشمارهٔ ۳۷ - مطلع چهارم در نعت سیدالمرسلینوادی یثرب کجاست؟ آه ز حرمان اوشمارهٔ ۳۸ - در صفت بنای خانه ممدوحبدر ناهید بزم کیوان جاهشمارهٔ ۳۹ - این قصیده در تعریف چهره ابوالمنصور جهانگیر پادشاه گفته شدهروشن شود ز فر شهنشاه بارگاهشمارهٔ ۴۰ - این قصیده در راه مکه معظمه بعد از غارت سارقان مذیل به مدح نواب محمد عزیز اعظم خان منظوم شدهکس به مشهد پروانه ام نماید راهشمارهٔ ۴۱ - یک قصیدهای جلالت خلوت از اغیار تنها ساختهشمارهٔ ۴۲نبی که معجز ماه دو پیکر آوردهشمارهٔ ۴۳ - این قصیده در ایام عزیمت مکه معظمه و وداع دوستان در نعت همان مقام علیه متبرکه مذیل به مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان گفته شدهز هنر به خود نگنجم به خم می مغانیشمارهٔ ۴۴ - یک قصیدهزنند باغ و بهارم صلای ویرانیشمارهٔ ۴۵ - این قصیده بعد از قصیده سابق در راه مکه مشرفه در وصف همان مقام علیه متبرکه و نعت حضرت رسالت پناه محمد صلی الله علیه و آله و سلم مذیل به مدح عبدالرحیم خان بن بیرام خان گفته شدهبرنیامد یک عزیز از مصر مردم پروریشمارهٔ ۴۶ - ایضا در تعریف راوتی خاتم بندی بوالمنصور جهانگیر پادشاه گفته شدهبهشت شاه نشین بین که دل نشین بینیشمارهٔ ۴۷ - ایضا این قصیده در مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان واقع استبه کوه و دشت ندارم ز شوق گنجایی