گنج

شمارهٔ ۱۵ - یک قصیده

هرچه در معرض فنا باشددل درو بستن از خطا باشد
مال دنیا تمام عاریت استعاریت را بقا کجا باشد؟
لیک این عاریت که می گویمدست افزار کارها باشد
هرچه در خیر کار فرمایینفع آن کار مر تو را باشد
ور به غفلت معطلش داریرود و غفلت از قفا باشد
مال دنیا چو سیل درگذرستسیل در خانه کی روا باشد؟
سر به صحرا و کشت زارش دهتا تو را حاصل و نما باشد
هرچه ده در عوض بود یک راحسرت از رفتنش چرا باشد؟
بخل و همت چو بوی نیک، بد استشهرتش در کف صبا باشد
به خوشی بو ز ناف ها آردگرچه در چین و در خطا باشد
به بدی بو برد ز مزبله هاگرچه در خانه و سرا باشد
آدمی را به قدر همت و بخلهمه جا قیمت و بها باشد
زین کریمان اگرچه سایل راخاک در دیده توتیا باشد
مرد را همت بلندخوش استگر شهنشه اگر گدا باشد
هفت دریا به جنب خاطر منژاله در کام اژدها باشد
سایلان کفم که هرچه دهدکمش افزون ز مدعا باشد