گنج

غزلیات و قصاید

شمارهٔ ۱ - کوه الوند و شهر همدانکوهِ الوند که شهرِ همدان دامنش استشمارهٔ ۲ - در وصف طبیعت و ذکری از سید ضیاء الدین طباطبائیچو این منظومهٔ آفاق، سرتاسر مُنَظَّم شدشمارهٔ ۳ - مخالفت با قرارداد ایران و انگلیسنامِ دژخیمِ وطن، دل بشنود، خون می‌کندشمارهٔ ۴ - نارضایتی از خلقتخلقت من در جهان یک وصلهٔ ناجور بودشمارهٔ ۵ - درد وطنز اظهار درد، درد مداوا نمی‌شودشمارهٔ ۶ - لرنامه: در چگونگی اوضاع لرستانای بلهوس، تراست به سر، گر هوای لرشمارهٔ ۷ - زندگی و مرگ منگرسنه چون شیرم و برهنه چو شمشیرشمارهٔ ۸ - تجدید مطلعدر سر پیری برهنه‌پا بد «مولییر»شمارهٔ ۹ - تجدید مطلعباری ازین عمر سفله سیر شدم سیرشمارهٔ ۱۰ - زندانی شدن شاعرخوشا اطراف تهران و خوشا باغات شمرانششمارهٔ ۱۱ - نامه عشقیسزد ای شام چرخ تیره وش! وقتی سحر گردیشمارهٔ ۱۲ - چکامه جنگ: شکایت از مهاجرین و پیشامدهای ایام مهاجرتنوعِ بشر سلالهٔ قابیلِ جابری:شمارهٔ ۱۳ - استاد عشقعاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیستشمارهٔ ۱۴ - آیین خودخواهیجهان را دائما این رسم و این آیین نمی‌ماندشمارهٔ ۱۵ - بی اعتنائی به فلکدر هفت آسمانم الا یک ستاره نیستشمارهٔ ۱۶ - ملت مغلوبشب به سرم نوبه تاخت، روز تب آمدشمارهٔ ۱۷ - عشوه سازیبتا، نظام، دگر ناز و عشوه سازی نیستشمارهٔ ۱۸ - شب وصالامشب آماده یار و بزم و شرابستشمارهٔ ۱۹ - پریشانی ایرانای دوست ببین بی‌سر و سامانی ایرانشمارهٔ ۲۰ - رخساره پاکمن چو یک غنچه بشکفته گریبان چاکمشمارهٔ ۲۱ - استقبال از منوچهریدلم ای دوست تو دانی که هوای تو کندشمارهٔ ۲۲ - در لباس دینای صدرنشینان که همه مصدر دینیدشمارهٔ ۲۳ - دزد پاتختیهزار بار مرا، مرگ به از این سختی استشمارهٔ ۲۴ - دفاع از زرتشتای دختران ترک! خدا را، حیا کنیدشمارهٔ ۲۵ - زبان سرخمگو که غنچه چرا چاکچاک و دل خون است؟شمارهٔ ۲۶ - جایزه (پری)دلبرا! ای که ترا طبع سخن‌پرور من!شمارهٔ ۲۷ - خنده شاعرمن که خندم، نه بر اوضاع کنون می‌خندمشمارهٔ ۲۸ - عشق وطنخاکم به سر، ز غصه به سر، خاک اگر کنمشمارهٔ ۲۹ - عشق و جنونیاران عبث نصیحت بی‌حاصلم کنیدشمارهٔ ۳۰ - گل مولاای که هر خواسته دل، ز فلک می‌خواهیشمارهٔ ۳۱ - ماه دندان‌طلاهر مراد و آرزویی، کاندرون قلب ماستشمارهٔ ۳۲ - شراب مرگبدان سرم که شکایت ز روزگار کنمشمارهٔ ۳۳ - یکرنگیبا هر محیط، خویش، نه هم‌رنگ می‌کنمشمارهٔ ۳۴ - افطار عشقدیده معطوف دهان غنچه دلدار کردم