گنج

شمارهٔ ۱۹ - پریشانی ایران

قافیه: انیایران۷ بیت
ای دوست ببین بی‌سر و سامانی ایرانبدبختی ایران و پریشانی ایران
از قبر برون آی و ببین ذلت ما رااین ذلت ایرانی و ویرانی ایران
آوخ که لحد، جای تو شد تا به قیامت!رفتی و ندیدی تو پریشانی ایران:
از وضع کنونی و ز بدبختی ملتزین فقر و پریشانی و ویرانی ایران
گردیده جهان تیره و گشته‌ست دلم تنگگویی که شدم حبسی و زندانی ایران
بگرفته دلم سخت ز اوضاع کنونیبیچارگی و محنت و حیرانی ایران
(عشقی) بود ار نوحه‌گر امروز عجب نیستخون می‌چکد از دیدهٔ ایرانی ایران