شمارهٔ ۱۷ - عشوه سازی
بتا، نظام، دگر ناز و عشوه سازی نیستکه این معامله سربازی است، بازی نیست!
مکن مداخله در این کار مملکت ای شیخکه این مباحثه غسل بی نمازی نیست
کلاه خویش نما قاضی: این همه قاضی:چه لازم است، که اندر خزانه غازی نیست!
فریب مهر مخور، ای عروس! کاین داماد:به جز پی به کف آوردن جهازی نیست؟
اگر به فکر خرابی خانه شد مهمانوظیفه تو دگر، میهمان نوازی نیست!
خود این فضاحت اعمال روز عاشوراقسم به ذات خدا جزء دین تازی نیست؟!
تو نعش دشمن دین آر، مردی ار، ورنهتو خویش نعشی، حاجت به نعش سازی نیست!!
زیاد از آنچه ببایست، گفتم و دائمکه جز ضرر، ثمری زین زبان درازی نیست
سرم ز سر زبانم، فراز دار رودخوشم که بهتر از این، هیچ سرفرازی نیست
تو چون سیاست، بازیچه، کار دل «عشقی »:مگیر، ز آنکه دگر عشق، بچه بازی نیست!