شمارهٔ ۳۳ - یکرنگی
با هر محیط، خویش، نه همرنگ میکنمنی لحن خود، رهین هر آهنگ میکنم
مانم که تا بگردد همرنگ من محیطآنگه ببین چه سان همه را رنگ میکنم
تا روز خوش گشاید: آغوش خود به مندر روز سخت، عرصه به خود تنگ میکنم
از نقش طبع خویش، در این مملکت ز نوتجدید عهد نقشه ارژنگ میکنم
با مدعی بگوی به تعقیب من میایمن خود نگشته خسته، ترا لنگ میکنم
تیر و کمان، زبان و سخن گو به خصم من:این تیر و این کمان بودم، جنگ میکنم
نامد به چنگ من، ز وطن غیر موی خویشپس موی و روز مویه او چنگ میکنم
دیوانه «عشقی» است نه «مجنون» من این سخناثبات با ادله و فرهنگ میکنم
مجنون ز روی عقل همی گفت دلبر است:لیلی و دل به طرهاش آونگ میکنم
مجنون منم که عشق وطن دارم و فغاناز عشق آب و خاک گل و سنگ میکنم