گنج

شمارهٔ ۹ - تجدید مطلع

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیه: یر۶ بیت
باری ازین عمر سفله سیر شدم سیرتازه جوانم ز غصه پیر شدم پیر
پیر‌پسند ای عروس مرگ! چرایی؟من که جوانم، چه عیب دارم «بی پیر»؟
زود به من هر چه می‌کنی، بکن ای دَهر!آنچه ز دست آید، مباد کنی دیر!
از چه بر اوضاعِ کائنات نخندم؟مسخره‌بازی‌ست این جهان زبر و زیر!
آخر انصاف برده، ای فلک انصاف!اندک وجدان، ای آسمان مه و تیر!
گرسنه من، نجل نان مدام خورد خربرهنه من، پوستین خز، تن خنزیر؟