شمارهٔ ۲۹ - عشق و جنون
یاران عبث نصیحت بیحاصلم کنیددیوانهام من عقل ندارم ولم کنید
ممنونِ این نَصایِحم اما من آنچناندیوانهای نیم که شما عاقلم کنید
مجنونم آنچنان که مجانین ز من رمندوای ار به مجلسِ عُقَلا داخلم کنید
من مُطَّلِع نِیَم که چه با من نموده عشق؟خوب است این قضیه، سوال از دلم کنید
یک ذره غیر عشق و جنون، ننگرید هیچدر من اگر که تجزیه آب و گلم کنید
کم طعنهام زنید که غرقی به بحرِ بُهت؟مَردید اگر؟ هدایت بر ساحلم کنید!