شمارهٔ ۱۴ - آیین خودخواهی
جهان را دائما این رسم و این آیین نمیمانداگر چندی چنین ماندست، بیش از این نمیماند
به چندین سال عمر، این نکته را هر سال سنجیدیکه آن اوضاع دی، در فصل فروردین نمیماند
همان گونه که آن اوضاع دیروزی نماند امروزبه فردا نیز این اوضاع امروزین نمیماند
ببین امروز مردم را، به خون یکدگر تشنهکه دیری نگذرد، کاین عادت دیرین نمیماند
بباید روزگار صافی و صلح و صفا روزیبه جان دوستان آن روز، دیگر کین نمیماند
همانا خوی حیوانیست، این «آیین خودخواهی»اگر انسان شوند این خلق، این آیین نمیماند
مگو یاسین بود، در گوش این خلق خر، آوازمکه گر آدم شوند، از اصل این یاسین نمیماند
تو در این خلق عامی، عارفی گر زانکه اینان راتمیزی شد حنایت، نزد کس رنگین نمیماند