گنج

شمارهٔ ۱۳ - استاد عشق

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ادنیست۹ بیت
عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیستتا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
تا نشد رسوای عالم کس نشد استاد عشقنیم رسوا عاشق، اندر فن خود استاد نیست
ای دل از حال من و بلبل چه می‌پرسی بروما دو تن شوریده را کاری به جز فریاد نیست
به به از این مجلس ملی و آزادی فکرمن چه بنویسم قلم در دست کس آزاد نیست
رأی من اینست کاندید از برای انتخاباندرین دوره مناسب‌تر کس از شداد نیست
حرف‌های تازه را فرعون هم ناگفته بودبلکه از چنگیز هم تاریخ را در یاد نیست
ای خدا این مهر استبداد را ویران نماگرچه در سرتاسرش یک گوشه‌ای آباد نیست
گر که جمهوری است این اوضاع برگیر و به بندهیچ آزادی طلب بر ضد استبداد نیست
قلب (عشقی) بین که چون سرتاسر ایران‌زمیناز جفای گلرخان یک گوشه‌اش آباد نیست