قصاید
شمارهٔ ۱به گیتی بهتر از دانشوری نیستشمارهٔ ۲زلف سنبل مگر امروز به تابی دگر استشمارهٔ ۳شیخ و سالوسم ولی ساغرکشی کار من استشمارهٔ ۴خواجه را گنج اگر درست زر استشمارهٔ ۵گفت زاهد ز عمر و عمار استشمارهٔ ۶عمرت ای خواجه گرچه بر گذر استشمارهٔ ۷واعظی گفت در این ماه که ماه رجب استشمارهٔ ۸نرگس مست تو را باز خماری دگر استشمارهٔ ۹باده سرجوش و جام لب به لب استشمارهٔ ۱۰ - دربارهٔ بیبی عالم، همسر شاعرشکستهزلف بتی مست در سرای من استشمارهٔ ۱۱باغ چون مسند سلیمان شدشمارهٔ ۱۲ - خطاب به ملایوسف متخلص به محویدر این تن هردم آید جان دیگرشمارهٔ ۱۳هر که را دانش و کنش شد یارشمارهٔ ۱۴سخن از گردش قضا و قدرشمارهٔ ۱۵خواهم از پرده ناموس بر آیم یکبارشمارهٔ ۱۶نیمه از خاک و نیمه از فلکمشمارهٔ ۱۷آمدی وقت سحر یارب تو خود ناگه بسویمشمارهٔ ۱۸ - اقتفای غزل ملک الشعراء صبوریملکالشعرا سروده:شمارهٔ ۱۹مگر برادر دیرین بنده خواجه کمالیشمارهٔ ۲۰میکند وقت را پراکندهشمارهٔ ۲۱ - خطاب به جناب میرزا ابراهیم بقراطاز این ره هردم آید کاروانیشمارهٔ ۲۲وقت تو است ای پسر که کار کنیشمارهٔ ۲۳ای پسر گر کنی مرا پسریشمارهٔ ۲۴نبود ره بیرون شدن امروز ز مشکوی