گنج

شمارهٔ ۱۶

۲۲ بیت
نیمه از خاک و نیمه از فلکمنیمه از دیو و نیمه از ملکم
نیمه از روم رفته تا صقلابنیمه از چین گرفته تا اتکم
صورتی مختصر نهفته دراوهر چه هست از سماک تا سمکم
همچو آئینه دو رو دو جهاندر نهادم که حد مشترکم
از کجا آمد این دوئی و توئیچون من اندر بذات خویش یکم
بی من اندر بکام ذوقی نیستخوان ایجاد را که من نمکم
چون دهم خنک سیر را جولاننرسد خنک آسمان بتکم
زر کانم که زیب تاج شهمگر دهد حق خلاصی از محکم
بیع قطعی بخویشتن دادمخویشتن را و ضامن در کم
داده ویرانه را بجغد تیولمن که شهباز ساعد ملکم
ملکوت فلک عقار من استگو برد تیم یا عدی فدکم
ای همایون فر ای همای خردای دلیل معارج فلکم
خوشتری خوشتری تو از دو جهانلیک من نیز از تو خوشترکم
تو گرفتار قید وهم و شکیمن برون از جهان وهم و شکم
تو اسیر مقام لی و لکیمن برون از مقام لی و لکم
بگذرم از تو من بپران سیرگرچه تا نیمه ره توئی یزکم
ناتون گر بمانم اندر راهلطف حق میبرد خوشک خوشکم
چون خلیل اندر آتش از جبریلنپذیرم اگر دهد کمکم
تا برون آرد آرد را ز سبوسمیکند زال چرخ دون الکم
دست لطفش ز پا کشد بیرونگر بود خار یا بود خسکم
دست باف هزار زنار استبند تسبیح و رشته حنکم
نام حق را هزار و یک گفتندمن یکی نیز از آن هزار و یکم