گنج

شمارهٔ ۷

۱۶ بیت
واعظی گفت در این ماه که ماه رجب استتوبه کردن نه عجب توبه شکستن عجب است
گفتمش ماه رجب گرچه مه توبه بودفصل گل نیز مه باده و شور و شغب است
سبب توبه و عشرت چو به هم گرد آیندجنگ خیزد ز دو سو چون دو مخالف سبب است
کار ترجیح به اجماع همه باده‌کشانبه کف ساقی زیبارخ دیبا سلب است
می حرام است و رجب نیز بود ماه حراممی در این ماه چه نوشی طرب اندر طرب است
مه خور داد مه پارسی و ماه رجبعربی جنگ دو مه جنگ عجم با عرب است
آن قوی پنجه دانا فکن از جا کندارپور و قاص و وگر زاده معدی کرب است
نی که می خوردن خور داد مه آمد واجبروز در ماه رجب داشتن ار مستحب است
ساعتی فارغ از اندیشه اگر یک نفس استخلوتی خالی از اغبار اگر یک وجب است
خوش‌تر از مملکت روی زمین سر به سر استبهتر از سلطنت دور زمان روز و شب است
کنیت و نام و لقب بادهٔ انگوری راسیصد و شصت فزونتر به لسان عرب است
خندریس است و عجوز است و سلاف است و رحیقابنه‌الکرم و ابوالعشره و بنت العنب است
وان دگرها که فزون است ز تعداد و شماربرخی از جمله نبشته به کتاب ادب است
سیصد و شصت بود چون شمری در مه و سالهر چه در دور فلک گردش روز است و شب است
چون به هر روز بود شرط خرد باده زدنباده را نیز بدین گونه شمار لقب است
گر همه سال به یک نام بخوانی می راالحق انصاف توان داد که دور از ادب است