گنج

شمارهٔ ۳

۱۵ بیت
شیخ و سالوسم ولی ساغرکشی کار من استصد هزاران فتنه در هر پیچ دستار من است
هر کجا ترکی قدح‌کش هر کجا شوخی ظریفدر همه شهر از بتان از جان و دل یار من است
من سخندانم نه شعر و شاعری کار من استموسیِ جانم که سحر و ساحری عار من است
من درخت حکمتم رسته ز خاک جنتمغرس دست وحدتم عالم بر و بار من است
بوحنیفه در اصول و شافعی اندر فروعبوعلی در فلسفه شاگرد تکرار من است
هم فلاطون هم ارسطو هم ابقراط حکیموقت تدقیق و تأمل نقش دیوار من است
ثقب لؤلؤ میکنم هر شب به الماس نظرشب چه گردد تیره وقت روز و بازار من است
آن که ننموده است دست انس و جانش طمث و لمسدر حقیقت حاصل افکار ابکار من است
گر بمیرم جان من باقی‌یست در جسم سخنکانتشار روح در آیات و آثار من است
آب حیوان است جاری از یَنابیع قلمیا مضامین حکم در طیِ اشعار من است
غُصن نطق است و بدیهه خاطر و رشح قلمآن که چون آب روان جاری ز انهار من است
نقض و ابرام مسائل حل اشکال علومسر به سر مستدرک از اقرار و انکار من است
رند و زاهد شیخ و صوفی مسلم و ترسا و گبرهر که بینی عاشق گفتار و کردار من است
نی به تقلیدات عادی بل به تحقیق نظردین پاک احمد مختار، مختار من است
دارم از هر مذهبی بالجمله نیکو اطلاعلیکم آئین مذهب اسلاف احرار من است