ملحقات
شمارهٔ ۱ای که داری حسن جان افزای دوستشمارهٔ ۲یارم چو نقاب از رخ چون ماه گشودستشمارهٔ ۳جام جهان نما دل انسان کامل استشمارهٔ ۴دوش دیدم یار مست و جمله اغیار مستشمارهٔ ۵درد عشقش مرهم جان منستشمارهٔ ۶هرکس که در حریم وصال تو محرم استشمارهٔ ۷چو از عالم جمال او عیانستشمارهٔ ۸مائیم و عشق و مهر و وفا هر کجا که هستشمارهٔ ۹یار در جانست و جان جویان که آن جانان کجاستشمارهٔ ۱۰طالب وصل ترا خانه چه کعبه چه کنشتشمارهٔ ۱۱یارم چو بناز و عشوه برخاستشمارهٔ ۱۲مرا با دوزخ و جنت چه کار استشمارهٔ ۱۳منادی در منادی این ندایستشمارهٔ ۱۴آئینه خدا بخدا مرتضی علیستشمارهٔ ۱۵آن دلبر پنهانی سرمست بصحرا شدشمارهٔ ۱۶دوش اندر بزم وصل یار بودم تا به روزشمارهٔ ۱۷هر جا ظهور یافت کمال و صفای دلشمارهٔ ۱۸من که خورشید جمال تو عیان می بینمشمارهٔ ۱۹ما دل و دین در قمار عشق جانان باختیمشمارهٔ ۲۰ما مست شراب لعل یاریمشمارهٔ ۲۱ساقی شراب عشق ده تا از خرد یکسو شومشمارهٔ ۲۲کافر عشقم مسلمان نیستمشمارهٔ ۲۳من آن رند خراباتم که هشیارانه می نوشمشمارهٔ ۲۴ما دو عالم را همه لا دیده ایمشمارهٔ ۲۵ای دل بیا بکوی خرابات جا کنیمشمارهٔ ۲۶ای عاشقان ای عاشقان مائیم عشق دلبرانشمارهٔ ۲۷امام و هادی جانی علی ولی اللهشمارهٔ ۲۸توئی که مشرق انوار و ذات اسمائیشمارهٔ ۲۹ای دل ز جفای او چو نالی هر دمشمارهٔ ۳۰ای مهر تو کرده خانه در جان و دلمشمارهٔ ۳۱تا عشق تو خیمه زد بصحرای دلمشمارهٔ ۳۲تا عشق ترا به جان و دل بگزیدیمشمارهٔ ۳۳در هر چه نظر کنم ترا می بینمشمارهٔ ۳۴مخمور شراب جام وحدت مائیمشمارهٔ ۳۵در دام کمند زلف تو افتادمشمارهٔ ۳۶عمری بامید آنکه رویت بینمشمارهٔ ۳۷میسوزم و میگدازم و میگویمشمارهٔ ۳۸ما از غم تو روی به صحرا کردیمشمارهٔ ۳۹اسیری از سگان نوربخش استشمارهٔ ۴۰پیش غمم ز عشق شه بیوفای منشمارهٔ ۴۱ما مست شراب وصل یاریم