گنج

شمارهٔ ۸

مائیم و عشق و مهر و وفا هر کجا که هستمعشوق و ناز و جور و جفا هرکجا که هست
زاهد به آرزوی بهشت است و حور عینعاشق در اشتیاق لقا هرکجا که هست
گر معتکف بکعبه و گر ساکنم به دیربا ماست مونس دل ما هرکجا که هست
صاحب نظر که دیده بروی تو باز کردبیند عیان جمال ترا هر کجا که هست
یکذره نیست کز می عشق تو مست نیستهشیار کو بماش نما هر کجا که هست
تا پرتو جمال تو دیدم بچشم جانهستم بیاد روی شما هرکجا که هست
ای دل چو مست باده وصلی و بیخودیمیگو بخاص و عام صلا هرکجا که هست
پرگاروار باش بره آهنین قدمدر جست وجوی اهل خدا هر کجا که هست
زاندم که دید چان اسیری جمال دوستباشد انیس نور و صفا هر کجا که هست